خرید بک لینک
بعد از 37 سال زندگی می خواستم ازدواج کنم. آنهم با دخترخانمی که پنج سال خواستگارش بودم. روز عقد فقط پدرم کنارم بود. فردا قرار بود عقد کنیم. جلو گل فروشی بودم که گوشیم زنگ خورد. مادر خانمم بود و خیلیم

برچسب: نویسنده: زهرا یزدانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 0:12

بازم تاسوعا و یاد تو آمد به سراغم. کاش بودی و مثه همیشه دست نوازش بر سر یتیمهای شهر می کشیدیم. این روزها به حضورت بیشتر حس می شود. حضور انسانی از جنس نور.

خدا رحمتت کند میدونم که اونجا جات راحته...

برچسب: نویسنده: زهرا یزدانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 0:12

پا برهنگان انقلاب میکنن و صاحب کفش می شوند و دیگر پابرهنه نیستند و اما دوباره پابرهنگانی هستند که فکر انقلاب و کفش در سر دارند. و این داستان تکرار می شود.

برچسب: نویسنده: زهرا یزدانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 0:12

صفحه بندی